*********************************************************
اینو شنیدین که میگن کلاغها چیزهای براق و زرقی برقی را کش میرن و قایم میکنن؟؟؟
![]()
این و هم بشنوین :
ما تازگی ها متوجه شدیم که تو خونمون یک کلاغ هست . اما نه کلاغ زاغیسیاه و بد ترکیب بلکه از نوع کوچولوی سفید بلوریش ![]()

آقا ........چند وقت بود که بعضی از وسایل خاص ما به طور مرموزانه ای گم و گور میشد و هر چی میگشتیم پیدا نمیشد که نمیشد . ![]()
تا اینکه در شبهای اخیر یکی از دوستانمون (که ازشون رودرواسی وحشتناک داشتیم) به اتفاق اهل و عیال و صد البته نی نی گولو
مهمان ما بودند .
بعد از شام موقع رفتن سوئیچ ماشینشون گم شده . به همین راحتی . ![]()
هی بگرد هی بگرد هی بگرد .
انگار آب شده بود رفته بود تو زمین !
آخرش هم پیدا نشد که نشد و مهمونها مجبور شدن با ماشین ما به خونشون برن تا ماسر فرصت بگردیم سوئیچ را پیدا کنیم .
![]()
آبرو و حیثیتمون رفت .![]()
تا ساعت ۲.۵ شب دنبال سویچ می گشتیم تا اینکه بلاخره ..................... به گنجینه مخفی شده آقای کلاغ دست یافتیم .

بخشی از اجناس کشف شده !
به به .
چه گنجینه ای . چه عتیقه هایی . چه چیزهای زرق و برق داری . تقریبا" تمام چیزهایی که توی این مدت گم گرده بودیم همه یک جا بود .
میدونید کجا ؟
توی یک حفره نسبتا"گود کف یکی از کمد دیواری ها ......... که داخل این حفره شیرهای مربوطه به شوفاژ قرارداه شده بود و روش با یک تکه چوب( از جنس طبقه های کمد دیواری ) پوشانده شده بود .
شاید باورتون نشه . من خودم تا اون لحظه از وجود چنین مکانی توی خونه کاملا"بی اطلاع بودم .
یک روز وقتی آقای پدر برای به کار انداختن شوفاژ از شیرهای اونجا استفاده کرده بود کلاغ زاغی مکان مورد نظر را رد یابی و بررسی نموده و در فرصتهای مقتضی به عنوان مخفیگاه و گنجدونی ازش استفاده میکرد .
جایی که عقل جن بهش نمیرسید !
![]()
فکر کنید این قضیه میتونست تا کی ادامه داشته باشه .
دقیقا" تا پایان زمستون تا وقتی که دوباره میخواستیم شیر های شوفاژ را ببندیم امکان نداشت به اونجا سر بزنیم
![]()
حالا بگید چطوری پیداش کردیم ؟
از روش کار آگاه پوارو استفاده کردیم ![]()
واسه آقا کلاغه طعمه گذاشتیم و سایه به سایه دنبالش کردیم .
تا بر اثر یک عملیات جاسوسی مزبوحانه و تعقیب و گریز بی وقفه بلاخره محل استقرار دفینه کشف و آقا کلاغه در حال ارتکاب جرم دستگیر شد .
وقتی آقا کلاغ خونه ما دید که مخفیگاه اجناس گرانبهاش توسط مال باختگان داره به یغما میره اول از روش خشونت آمیز استفاده کرد و تا تونست مامان ایدی و آقای پدر را مورد ضرب و شتم قرارداد .
بعد وقتی دید با این روش کاری از پیش برده نمیشه و چپاول و غارت اجناس همچنان ادامه داره . روش مظلوم نمایی و ضجه و لابه را مورد استفاده قرارداد و آی گریه کرد آی گریه کرد ![]()
دست آخر هم به زورگوئی و قلدری متوسل شد. همه غنیمتهای جنگیش را تند تند از زیر دست ما میکشید و از یقه بلوزش میانداخت تو پیرهنش .
واقعا" صحنه خنده داری بود .![]()
حیف که اون موقع از شدت عصبانیت .خستگی و بی خوابی حسابی مگسی بودم
وگرنه چه فیلم و عکسی میتونستم ازش بگیرم تا پس فردا به زنش نشون بدم که خانم ببینن من از دست این وروجک چی کشیدم تا بزرگ شد ! ![]()
خودمونیم این فنقلی بچه ها بعضی وقتها چه عقلی دارن ![]()
یک عکس از آقا کلاغه ( لخت ) درحال انجام یک وروجک بازی از نوع دیگه است !