تبليغاتX
ماجراهاي كسرا و مامان هدي
سال نو مبارک

  ((سال نو مبارک))

 

 


cute

 

نوشته شده در  جمعه 1387/12/30ساعت 9  توسط هدیه  

کلاغ
داشتم آرشیو وبلاگ کسرا را بازنگری میکردم . این مطلب به نظرم جالب اومد. به دوبار خوندنش می ارزه

*********************************************************

  اینو شنیدین که میگن کلاغها چیزهای براق و زرقی برقی را کش میرن و قایم میکنن؟؟؟

این و هم بشنوین :

 ما  تازگی ها متوجه شدیم که تو خونمون یک کلاغ هست . اما نه کلاغ زاغیسیاه و بد ترکیب بلکه از نوع  کوچولوی سفید  بلوریش

 

 آقا ........چند وقت بود که بعضی از وسایل خاص ما به طور مرموزانه ای گم و گور میشد و هر چی میگشتیم   پیدا نمیشد که نمیشد  .

تا اینکه در شبهای اخیر یکی از دوستانمون (که ازشون رودرواسی وحشتناک داشتیم) به اتفاق اهل و عیال و صد البته      نی نی گولو  مهمان ما بودند .

بعد از شام موقع رفتن  سوئیچ ماشینشون  گم شده . به همین راحتی . whistling

هی بگرد هی بگرد هی بگرد .

 انگار آب شده بود رفته بود تو زمین !

 آخرش هم پیدا نشد که نشد و مهمونها مجبور شدن با ماشین ما به خونشون برن تا ماسر فرصت بگردیم سوئیچ  را پیدا کنیم .

آبرو و حیثیتمون رفت . 

تا ساعت  ۲.۵ شب دنبال سویچ  می گشتیم تا اینکه بلاخره ..................... به گنجینه مخفی شده آقای کلاغ  دست یافتیم .  

بخشی  از اجناس کشف شده !

به به .

 چه گنجینه ای . چه عتیقه هایی .  چه چیزهای زرق و برق داری  . تقریبا" تمام چیزهایی که توی این مدت گم گرده بودیم همه یک جا بود  .

میدونید کجا ؟

توی یک حفره  نسبتا"گود کف یکی از کمد دیواری ها .........  که داخل این حفره شیرهای مربوطه به شوفاژ قرارداه شده بود  و روش با یک تکه چوب( از جنس طبقه های کمد دیواری ) پوشانده شده بود .

شاید باورتون نشه . من خودم تا اون لحظه  از وجود چنین مکانی توی خونه کاملا"بی اطلاع بودم . 

یک روز وقتی  آقای پدر برای به کار انداختن شوفاژ   از شیرهای اونجا استفاده کرده بود کلاغ زاغی مکان مورد نظر را رد یابی و بررسی  نموده و در فرصتهای مقتضی به عنوان مخفیگاه و گنجدونی  ازش استفاده  میکرد  . 

 جایی که عقل جن بهش نمیرسید !devil bug

فکر کنید این قضیه میتونست تا کی ادامه داشته باشه .

دقیقا" تا پایان زمستون  تا وقتی که دوباره میخواستیم شیر های شوفاژ را ببندیم امکان نداشت به اونجا سر بزنیم

حالا بگید چطوری  پیداش کردیم ؟ 

از روش  کار آگاه  پوارو استفاده کردیم

 واسه آقا کلاغه طعمه گذاشتیم   و سایه به سایه  دنبالش کردیم .  تا بر اثر یک عملیات جاسوسی مزبوحانه و تعقیب و گریز بی وقفه بلاخره محل  استقرار دفینه  کشف و آقا کلاغه در حال ارتکاب جرم  دستگیر شد .

قسمت جالب داستان :

وقتی آقا کلاغ خونه ما دید که مخفیگاه اجناس گرانبهاش  توسط  مال باختگان داره به یغما میره اول از روش خشونت آمیز استفاده کرد و تا تونست مامان ایدی و آقای پدر را مورد ضرب و شتم قرارداد .

 بعد وقتی دید با این روش کاری از پیش برده نمیشه و چپاول و غارت اجناس همچنان ادامه داره . روش       مظلوم نمایی و ضجه   و لابه را مورد استفاده  قرارداد و آی گریه کرد آی گریه کرد  

دست آخر هم  به زورگوئی و قلدری  متوسل شد. همه غنیمتهای جنگیش را تند تند  از زیر دست ما میکشید  و از یقه بلوزش میانداخت تو پیرهنش . 

 واقعا" صحنه خنده داری بود .big grin

 حیف که  اون موقع از شدت عصبانیت  .خستگی و بی خوابی حسابی  مگسی بودم angryوگرنه  چه فیلم و عکسی  میتونستم ازش بگیرم تا پس فردا به زنش نشون بدم که خانم ببینن من از دست این وروجک چی کشیدم تا بزرگ شد ! waiting

خودمونیم این فنقلی بچه ها بعضی وقتها چه عقلی دارن

  

مهندس کسرا !

یک عکس  از آقا کلاغه ( لخت ) درحال انجام  یک وروجک بازی از نوع دیگه است !  

نوشته شده در  جمعه 1387/12/23ساعت 8  توسط هدیه  

Lilypie 4th Birthday Ticker