اندر حکایت سخن پرانی کسرا مموشه :
کسرا : پاستیل میخواست. ![]()
مامان هدی : بگو مامان من پاستیل می خوام
کسرا : "مامان من پاستیل می خوام" نمی خواست "پاستیل می خواست" ![]()
******************************************************
عکاس مهد کودک : کسرا دستت و بکن توی جیبت.
کسرا :نمی خواست دستت و بکن تو جیبت .![]()
****************************************************
مامان هدی: کسرا اینقدر نگو نمی خواست
کسرا : نمی خواست اینقدر نگو نمی خواست ![]()


لینک عکس 