تبليغاتX
ماجراهاي كسرا و مامان هدي
شششششششششششی
 
هوراااااااااااااا اااااااااااااا ا 
 
بلاخره تونستم رابطه صمیمانه  آقا کسری را
با آقا گاوه به طرز مزبوحانه ای  متخلل کنم .
  

                        

ماجرا از این قرار  بود که :

 

 تقریبا"تا دو هفته پیش جناب کسری  خان روزانه بین

 ۵/۱تا ۲ لیتر شیر میخورد و ما سر مست از اینکه بر خلاف  آدم بزرگها که از خوردن شیر به هر عنوانی شونه خالی میکنن،ایشون علاقه وافری به نوشیدن شیر پاستوریزه اونم از  نوع پر چربش دارن .

 

القصه : پس از اینکه  برای تزریق واکسن 1.5 سالگی پیش پزشکش بردم . بر خلاف ماههای قبلی ، از وضعیت وزنگیری نامبرده  هیچگونه  ابراز رضایتی  نکرد  و در کمال ناباوری  اعلام کرد که شیر زیاد  باعث عدم وزن گیری  مناسب کسری  شده است .

 

  ایشان افزایش مصرف شیر را به دو  علت برای کسری محدود کردند:

 

1-      شیر  باعث کم شدن  اشتها میشود ( که این  قضیه در مورد کسری اصلا" صحت نداشت )!

 

2-       کلسیم موجود در شیر  باعث دفع شدن گلبولهای قرمز و آهن از طریق کلیه میشود ! و در نتیجه علاوه بر کم خونی باعث عدم وزنگیری مناسب بچه میشود ! Mad Cow

  

خلاصه  اینکه  با هزار مشقت و مصیبت و ترفند تونستم  عادت  شیر خوردن را از سر  کسری بندازم ولی عادت شیشه خوردنش را نه هنوز !

 

هنوزم که هنوزه  هر وقت فیلش یاد هندوستنون میکنه میاد و پای منو میگیره و میگه:

 شششششششششششی  .

 

بعد شیشه شیرش را میگیره دستش ،  میره کنار یخچال، روی نوک پنجه پاش بلند می شه ،که با زور دستش را به دستگیره  درب یخچال برسونه .

جالب اینجاست که وقتی ششششششی میخواد مرغش یک پا داره  و با چیز دیگه ای مثل شربت ،  سن ایچ  ،دوغ ، محلول عسل و آب میوه و....  به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی منصرف نمیشه .

 

جل الخالق !

 

 آخه بچه های  این دوره زمونه چقدر باهوشن !   اصلا" نمیشه گولشون زد . هر چی براشون آسمون ریسمون ببافی.دوباره بر میگردن سر خان اول  و یادشون نمی ره که چه کار باید میکردن ! Cow 2

 جیز  
Cow 3اینم  عکس  وابستگی کسری خان  به شیشه و شیشه خواری ! 
Cowدر آخر هم ضمن عذر خواهی از جناب گاو   ،برای کارخانه جات  تولید کننده شیر  پاستوریزه "دامداران" به خاطر افت در آمد ،  از خداوند متعال صبر جمیل تقاضا دارم .   

نوشته شده در  شنبه 1385/04/24ساعت 17  توسط هدیه  

پیشی

این پیشیه از آب میترسه !

میوووووووو

                

پیشی اصلیه زیرشه !

 

 

 

  ولی این  پیشیه اصلا" نمی ترسه  !  

بازم تقدیم به پیشی  زندگی خودم  که به جای  MEOW  میگه AAMOOW

 

نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/18ساعت 10  توسط هدیه  

شعرهای کودکانه !

 تقدیم  به همه فرشته های زندگی  و مادران مهربونشون   !              

 

 

 از یکی از سایتهای بچه ها چند تا شعر شاد انتخاب کردم .

 

 واسه این فینگیل  طلا ها بخونین تا با این  شعر ها  سرهای خوشگلشون را  تکون بدن ..................  با دستهای کوچولوشون دست بزنن................ نانای کنن .................باهاش لالا کنن   و حالشو ببرن ! 

  

 

 تقدیم ویژه  : به صبا  کوچولو به خاطر داشتن مادرهنرمند و با ذوقش ! 

                     

                            

 هفته           پلیس            مسواک       بی دندون           زنبور

نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/14ساعت 23  توسط هدیه  

روزی که آب قطع بود !

فکر میکنید تناول چه چیز خوشمزه ای میتواند باعث بوجود آمدن این چهره رضایتمند شود ؟

رضایتمندی !

اگه نتونستید حدس بزنید  رو نوک مماخ  کسری موشه (تنها جای تمیز موجود در صورتش) کلیک کنید !

 والا نمیدونم این  قسم حضرت عباسش  را باور کنم یا دُم خروس  پسره  را نبینم .

 من تو کار این پسره  واقعا" موندم . نه به اون شرمندگی  و پشت پرده قایم شدنش ،Embarrassed

 نه به اون برق شیطنت بار چشماش !  

    "کدوم و باور بکنم موندم منو ناباوری !"

القصه :

- تصور کنید من بیچاره (با وجود قطعی آب  دیروز در منطقه سعادت آباد) با چه مصیبت و  مشتقتی تونستم با آب معدنی  کلیه  آثار مطرح  نقاشی رنگ و روغن را از چهره  و بدن  این پسرک پاک کنم .

 ایکاش فقط روی صورتش بود . دست ، پا ، پس کله ،  زیر ناخن ،  لوزالمعده ، شیپور استاش  ، بصل النخاع ، خلاصه اینکه هیچ یک از اعماء و احشاء   این  پسر قند عسل ما  ، از قاعده و فایده  نقاشی مستثنی نبود .

از لباس و فرش و دیوار و  کیف خودم دیگه نمیگم چون واقعا" گریه ام میگیره !

حیف که تنها بودم و کسی نبود  از روند فلاکت بار  پاک سازی و بهینه سازی  ، عکس یادگاری بگیره !

 و این هم نتیجه  دو ساعت تلاش و ورجه وورجه برای فرار از خیس شدن با آب معدنی سرد! 

 

طبق معمول آخر پستها  :

باز هم  از کسری گُلم تشکر می کنم ! واسه اینکه  لااقل سوژه ای  به دستم داد تا بتونم آپ دیت کنم.

 چون مورد دیگه ای برای تشکر  از نامبرده  در این زمینه به ذهنم نمیرسه !

پ.ن: کیفیت پائین عکسها مربوط به فرستنده میباشد. لطفا" به گیرند های خود گیر ندهید

 
نوشته شده در  شنبه 1385/04/10ساعت 21  توسط هدیه  

کفش تابستانی !

  من نمیدونم چرا هر چی امکاناته مال دختر  خانمهاست ؟

همیشه موقع لباس خریدن واسه کسری کلی حرص میخوردم که چرا تنوع لباس پسرونه  در مقایسه با لباسهای دخترونه اینقدر کمه . 

 دیروز که رفتم  واسه مموشه کفش تابستونی (صندل بخرم) دوباره با این معضل مواجه شدم . همش یک جور همش  یک مدل !  همش دهاتی !

اینجا من از حق زن بودن خودم  به نفع کسری میگذرم و

اعلام میکنم که چرا توی این مملکت اینقدر به آقایون ظلم میشه ؟ !

 

مخصوصا" آقایون خوش تیپی مثل کسری موشه  که همه  فامیل  و آشنا انتظار دارن هر دفعه  با یک Baby  مانکن فشنی ‌ مواجه بشن !

العرض ! بعد از کلی تفحص و جستجو بلاخره تونستم یک صندل  قابل قبول ( نه مطلوب ) واسه  گل پسر قند عسل پیدا کنم و به بهای گزافی بخرم .

بگذریم

شما نمیدونید این پسره چه کار کرد وقتی  واسه پرو   صندل  را  پاش کردیم؟؟؟.......دیگه مجال نداد دربیاریمش . ......  خودش را از بغل من سُر داد....... اومد پائین و ........... دِ بدو که رفتی! 

    راستش ما هم دیگه نتونستیم سر قیمتش چونه بزنیم  و فروشنده بی انصاف که دید ما دستمون به گربه ( کسری خان )  نمیرسه و مجبوریم بخریم..... کلی ما را پیاده کرد .

کلا" کسری  پسره خوش ذوقیه ! وقتی لباس نو  ، کفش نو  ، حتی جوراب نو  میپوشونمش کلی تو آینه خودش را بر انداز میکنه .  یا وقتی میگیم برو جورابت را بیار حتما" اونی را میاره که نوه ! 

وقتی میبینیم که این پسر طلا چقدر واسه کفش و کلاه نو که براش میخریم ذوق میکنه ِعلیرغم هزینه سرسام آور البسه (که تمام دوستان بچه دار کمابیش گریبان گیرش هستن)باجون و دل راه به راه  براش خرید میکنیم

 

 چه کنیم دیگه تو دار دنیا فقط همین یه پسر را داریم و بس ! 

  یک عکس از خوش تیپ مکوئین   به همراه صندلش میگذارم ببینین . 

 قربونت برم الهی مادر!

  بقول آبادانیها :  " وولک الَحٌَق که گونی هم بَرِت کُنُم خوش تیپی "!

Hula 

نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/04ساعت 21  توسط هدیه  

Lilypie 4th Birthday Ticker